آن نيمه شب غمگين باراني ها
كه من از تو رنجيدم
تو را در زير لب گفتم
(( خداحافظ))
و مي دانم كه هر شب
منتظرم بودي كه برگردم
و فانوس نگاهت تا سحر مي سوخت
ولي اين را ندانستي
در طنين گام هايم سرود تلخ رفتن بود
عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا
کاش ميشد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش ميشد از ميان لحظه هاي زندگي لحظه ديدار را نزديک کرد...........
هر موقع دله يکي رو شکستي.يه ميخ بزن تو ديوار.هر موقع دلشو بدست آوردي ميخو از ديوار بکش ولي بدون که جاي ميخ هميشه تو ديوار ميمونه
دوست داري بگم مي خوام هر روز صبح با صداي تو بيدار بشم........بعد بفهمي با ساعتم بودم!!!!!!دوست داري بگم چرا رفتي؟؟؟؟ بعد بفهمي با برق بودم!!!!دوست داري بگم هرجا باشي پيدات مي کنم..... بعد بفهمي با دسته کليدم بودم!!!!! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فکر کني با........نه! ايندفعه با خودت بودم
هر موقع دله يکي رو شکستي.يه ميخ بزن تو ديوار.هر موقع دلشو بدست آوردي ميخو از ديوار بکش ولي بدون که جاي ميخ هميشه تو ديوار ميمونه
مي خواهم قلکم را بشکنم با نصف پولش نازت را بخرم وبا نصف ديگش برم يک مداد بخرم و نازت را بکشم
اي کاش کسي رو دل ما پا نذاره اگه پا مي ذاره ما را تنها نذاره اگه تنها مي ذاره رد پاش را جا نگذاره.
خوشا دردها كه درمانش تو باشي خوشا راهي كه پايانش توباشي خوشا چشمي كه رخسار تو بيند خوشا ملكي كه سلطانش تو باشي

